میلاد
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 12:46
در دورترین خاطراتم تصویری شفاف و بی بدیل از صورت ماهتابی و گونه های گلگونت میدرخشد و من اطمینان دارم، درجایی که شاید پشت کور سویه بینایی بود و یا در ابهامِ گنگِ بصیرت !!!و شاید در پستوی تو در توی مرمو
چشمان خمار
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
چشمان خمارت را، من بوسه زنم شامیتا بلکه بیاندازم, بر پای دلـــــــــــت دامی یک معـــــجزه میخواهم, تا رام کنم دل رالبهای تو "می" گردد, از بهر من جامی در حسرت آغــــــوشت, آسیمه و حیرانمای جان!مکنا ما را, تعبیر به بـــــــدنامی 1393/11/12 + نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 19:40 توسط با رود |
رويا
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
پرواز کردم تا عمــــــــق رویااز وحشت شب در بطن دریا در جان شعرم، شوری به پاشدمستی سبو زد،غوغا به پا شد وقتی رسیدی،آسیــــــمه بودمچون تار بر پـــــــود پیچیده بودم دستت به دستم ساییدوسوزاندقلبی فرو ریخت،جــــانم گدازاند چشمان مستت،جام عسل بودجام عسل بــــود شعروغزل بود پروانه گشتی بربـــــــام شعرم
مدهوش
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
حساب چشم خمـــار تو غير معمولي استكه اين خود معادله صد هزار مجهولي است چطور ســــــاده و موجـــــــز بگويـــــــــم از دردمكه هر چه ميكشم ازان دو چشم جادويي است حيات رايگـــــــــــان به من آن چشمهــــا بخشيدبه دوره ايي كه تماشاي چشمه هم پولي است ميان جام عسل،قهوه دانه و چاي مدهوشم!!مگر مــــزارع چش
دستنويس
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
می گن هر آدمی یه زندگی گذشته ای داره.توی یه عالم دیگه...توی یه جسم دیگه...راست و دروغش رو نمی دونم!اما اگر راست باشه؛ من توی زندگیقبلی م، حتما چشم هات بودم ...و تو؛ قلبِ من.واسه همینه از پشت این همه سکوتِ تو، خیلی چیزها رو می دونم.چون حتما یه بار، یه جایی؛ با تو زندگیکردم....با تو دنیا رو دیدم که ال...
زخمي تر از هميشه ..
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
kalbi kirmaya
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
بِدْرود
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
من نمي تونم جلو اسم كسي قلب بزارم¡ من نمي تونم واسه تولد كسي متن عاشقانه بنويسم¡ و من نمي تونم .. ولي ميتونم بفهمم كه اين نه گناه منه نه گناه تو! پس بايد راه خودمونو بريم¡ ممنونم بابت همه چي، هيچ كس، هيچ كس، هيچ كس تا اين زمان مثل تو باهام صادق نبوده و ديگه براي من نه مثل تويي هست و نه ميخوام كه باش...
Fairytale
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
https://g.co/kgs/mjVPZf
دلنوشته
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
رودي كه در بركه ي روياء من جاري نشد كسي كه من بود و بيشتر از خودم! پس خوشحالم وسعي ميكنم آرام باشم چون ميدانست كه اين اتفاق با من چه خواهد كرد! ملالي نيست خدا را شكر كه چيزهاي زيادي دارم كه بتونم باهاشون درگذشته بمونم، وقتي ميخوام موهامو شونه كنم با نواي love story كه ازاين به بعد هر روز ميخواهم بن
اتفّاق و تحمّل
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:15
آبستن اتّفاقي هستم كه مرا هنوز بلوغ تحملش نيستيا چيزي در من رو به پايان است كه هرگز نبود!دستانم لرزانترين خطوط دوست داشتن را روي هجم ناپديد درد كشيدوپاهايم سست، اگرچه، امّا قدم برداشت¡ #شاعر رود + نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 0:32 توسط با رود |